راهي و آهي- منتخب اشعار – هوشنگ ابتهاج – نشر سخن

به نامش و به يادش

راهي و آهي- منتخب اشعار هوشنگ ابتهاج نشر سخن

((در غزل فارسي معاصر ، شعر ه.ا سايه (هوشنگ ابتهاج)در شمار آثار خوب و خواندني است . مضامين گيرا و دلكش ، تشبيهات و استعارات و صور خيال بديع ، زبان روان و موزون و خوش تركيب و هم آهنگ با غزل از ويژگي هاي شعر اوست و نيز رنگ اجتماعي ظريفآن يادآور شيوه دلپذير حافظ است.... .)) دكتر غلامسين يوسفي نقل از چشمه روشن

بي شك آشعار بديع و زيباي سايه براي ايراني هاي كه به موسيقي كلاسيك علاقمندند غريبه نيست چه ترانه هاي ماندگاري مانند در "اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند" و... از آثار ماندگار اين شاعر گرانقدر مي باشد كه متاسفانه دير زماني است غم غربت را به جان خريده و دور از هياهو و دور از وطن روزگار سپري مي كند.

مجموعه راهي و آهي منتخب هفت دفتر شعر سايه است كه از مجموعه هاي سراب، شبگير، زمين ،چند برگ از يلدا ، يادگار خون سرو،سياه مشق و راهي آهي برگزيده شده است در اين مجموعه ها هم مي توان غزل هاي ناب فارسي و هم اشعار نو را يافت .

عليرغم قوت شعرهاي نو سروده شده توسط شاعر عزيز اما احساس سرشار در تك تك ابيات غزليات حال و هواي ديگري دارد

كه خواندن آنها در خلوت هاي عاشقانه و جمع هاي آگاهانه خالي از لطف كه نه سرشار از لطف و زيبايي است. همچنين مضامين اجتماعي بيان شده توسط شاعر بيان حرف هاي نگفته سالهاست كه شعر سايه در زمان جاري است.

نمونه هايي از سروده ها سايه عزيز :

آزار

دختر خوابيده در مهتاب

چون گل نيلوفري بر آب ،

خواب مي بيند كه بيمار است دلدارش .

وين سيه رويا،شكيب از چشم بيمارش

باز مي چيند

مي نشيند خسته در دامان مهتاب:

چون شكسته بادبان زورقيذ بر آب.

مي كند انديشه با خود:

از چه كوشيدم به آزارش؟

وز پشيماني سرشكي گرم

مي درخشد در نگاه چشم بيدارش.

روز ديگر،

باز چون دلداده مي ماند به راه او.

روي مي تابد ز ديدازش .

مي گريزد از نگاه او .

باز مي كوشد به آزارش ...

از مجموعه شبگير

فلق

اي صبح !

اي بشارت فرياد!

امشب خروس را

در استان آمدنت

سر بريده اند.

از مجموعه يادگار خون سرو

مژده آزادي

باغبان مژده گل مي شنوم از چمنت

قاصدي كو كه سلامي برساند زمنت

وقت آن است كه با نغمه مرغان سحر

پر و بالي بگشاي به هواي وطنت

خون دل خوردن و دلتنگ نشستن تا چند؟

ديگر اي غنچه برون آر سر از پيرهنت

.

.

.

خود به زخم تبر خلق درآمد از پاي

آن كه مي خواست كزين خاك كند ريشه كنت

بشنو از سبزه كه در گوش گل تازه چه گفت :

با بهار آمدي ،اي به زبها آمدنت

بنشين در غزل سايه كه چون آيت عشق

از سر صدق بخوانند به هر انجمنت

از مجموعه آهي و راهي

عمر اين شاعر گرانقدر طولاني و پر ثمر باد

دوست و كتابخوان باشيد

شيطان و دوشيزه پريم – نوشته پايولو كوييلو- ترجمه ميترا ميرشكار- انتشارات پر

به نامش و به يادش

شيطان و دوشيزه پريم _ نوشته پايولو كوييلو- ترجمه ميترا ميرشكار- انتشارات پر

شيطان و دوشيزه پريم حكايت اختيار انسان است در برابر بدي و خوبي . كشمكش خير وشر در درون انسان- جامعه و هميشه تاريخ.

فردي غريبه با كوله اي حاوي 11 شمش طلا وارد روستايي مي شود كه روزهاي يكنواختي را سپري مي كند .مرد كه چند سالي است شيطان را در ذهنش هميشه همراه خود دارد به دنبال اين پرسش كه ذات انسان به پليدي يا خير گرايش دارد به روستا آمده است. او سعي دارد مردم روستا را به عنوان نمونه ايي از جامعه در بوته اي آزمون قرار دهد. وي كه خانواده اش را در يك حادثه گروگانگيري از دست داده است به تحريك شيطان درونش قصد دارد در برابر خدا طغيان كرده وانتقام بگيرد.

او ضمن تحريك دوشيزه پريم به دزدي سعي مي كند اهالي روستا را نيز در برابر دريافت شمش ها به جنايت وادارد . تا حدودي هم به واسطه توجيهات مذهبي كشيش به اين كار موفق مي شود. دوشيزه پريم كه بين فرشته و شيطان درونش مبارزه اي براي نجات روستا و وسوسه داشتن شمش هاي طلا و رفتن از روستا برپاست سر انجام با پيروزي فرشته، به توجيه اهالي روستا نسبت به عواقب وخيم كار مي پردازد و تمامي اهالي به غير از كشيش و شهردار را از جنايت بر حذر مي دارد. متن كتاب جز صفحاتي كه به گفتگوي دوشيزه پريم و غريبه مي گذرد بسيار ساده بوده هرچند همان صفحات نيز چندان اديبانه نگاشته نشده است.

داستان اين كتاب كم وبيش براي همه پيش آمده است قرباني كردن حقيقت در برابر مصلحت .حال فرق نمي كند مصلحت فرد يا جامعه نتيجه داستان در عبارتي كوتاه اينگونه است : در درون هر انساني هم نيكي و هم بدي وجود دارد هيچ كس نه خوب است نه بد بلكه حسب شرايط يا مقتضيات زمان به يكي گرايش پيدا مي كند و نمونه آن در اين داستان ماجراي دو كاغذ در جيب چپ و راست شلوار كشيش است.

در كتاب به خيلي از پرسش ها پاسخي داده نمي شود اينكه فرشته درون دوشيزه پريم چگونه بر شيطان پيروز مي شود و يا اينكه آيا تصاحب همه شمش ها توسط دوشيزه پريم پيروز ي شيطان بوده يا فرشته .

چند وقت پيش مطلبي تحت عنوان كتاب هايي كه قبل از مرگ بايد خواند به دستم رسيد كه اتفاقا اين كتاب نيز جز ليست كتابهاي فوق بود البته بعد نيست در مورد اين ليست نيز دوستان بحث و تبادل نظر كنند . من نمي دانم ملاك اين انتخاب ها چه بوده است اما هيچ كتابي از ايران در اين ليست نبود و برخي كتاب هاي معرفي شده نظير همين كتاب نيز عليرغم پر فروش بودن به نظر شايستگي حضور در اين جمع را ندارند.گفتني نيست كه من هم با دريافت ليست فوق سري شروع به علامت زدن كتاب هايي كردم كه خوانده بودم.!!

چند سالي پيش تب پايولو كوييلو در ايران بالا بود در تمامي نمايشگاهها حضور كتاب هاي ايشان با چاپ هاي نفيس جز افتخارات غرفه داران بود و حتي ايشان به دعوت وزير فرهنگ وقت به ايران نيز مسافرت كرد و مجوز ترجمه و نشر آثارش را نيز در ايران واگذار كرد.البته كتاب هاي اين نويسنده در علاقمند كردن جوانان به خواندن كتاب بي تاثير نيز نبود. آن روزها نقد اين كتاب ها كار سختي بود اما اكنون پس از فرونشستن التهابات، زمان مناسبي براي نقد اين آثار توسط ناقدان محترم فرارسيده است.

مهربان و كتابخوان باشيد.