خاطرات یک امپراتور

کتاب «خاطرات یک امپراتور» به ترجمه« ذبیح الله منصوری» یکی از بهترین کتابهایی بود که من تا به حال خوندم و شاید به دلیل علاقه شدیدی که من به ناپلئون دارم با وجود قطور بودن این کتاب هیچ وقت دلم نمی خواست تموم بشه!این کتاب درباره آخرین فصل زندگی ناپلئون یعنی سفرنامه ناپلئون به جزیره« سنت هلن » همون جزیره ای که انگلیسی ها امپراتور فرانسه رو به اونجا تبعید کردن، مربوط میشه. اما یکی از پیچیده ترین و اسرار امیزترین معماهای تاریخ، معمای مرگ ناپلئون بناپارت است که نظریه های مختلفی در رابطه با مرگ ناپلئون در کتابهای مختلف به چشم می خوره دراین کتاب مترجم با قاطعیت بر این باور است که ناپلئون علارغم تمایل شدید به فرار از سنت هلن هیچگاه نمی توانست آن جزیره ی خوفناک را ترک کند،چون انگلیسی ها با توجه به سابقه ی فرار ناپلئون از تبعیدگاه قبلیش(جزیره الب) تمهیدات بسیار را برای نگهداری و نگهبانی هر چه شدیدتر از ناپلئون_آنچنان که در داستان آمده_ اندیشیدند تا نه تنها از فرار ناپلئون جلوگیری کنند بلکه ارتباط برقرار کردن با دیگران را نیز برای او غدقن کرده بودند. و ناپلئون در نهایت در جزیره سنت هلن دیده از جهان فرو میبندد.اماجالب اینجاست که
در کتاب دیگری با نام «اسرار مرگ ناپلئون» نوشته « بن ویدر _دوید هپگــــود» وترجمه«دکتر ابولقاسم امشه ای»این گونه به معمای مرگ ناپلئون پاسخ می دهند که:
در پی یک قرن و نیم بعد از مرگ ناپلئون همگان می پنداشتند که وی براثر سرطان از پا در آمده است پزشکان سرتاسر عالم جملگی این تشخیص را چون واقعیتی انکارنشدنی می پنداشتند تا این که پزشک گمنامی از کشور سوئد این واقعیت را به دیده شک و تردید نگریست.تخصص در علم سم شناسی دکتر استن فورشوفود و نیز عشق و علاقه مفرط او به شخصیت افسانه ای ناپلئون ، دست به دست هم دادند و او را به کشف حقیقتی رهنمون ساختند که تا آن زمان از نظرها پنهان مانده بود.در سال 1955 هنگامی که دفتر خاطرات لوئی مارشان پیشخدمت مخصوص امپراطور منتشر گشت دکتر فورشوفود از خواندن خاطرات سرگذشت بیمار سنت هلن در واپسین ماه های حیاتش سخت دچار حیرت گشت و از خود پرسید چرا همه عارضه ها و آثار و علائمی که مارشان با دقت تمام بدان اشاره می کند باید دقیقا همان عارضه ها و علائمی باشند که در مسمومیت با آرسنیک هم مشاهده می شود؟ آیا امپراطور قربانی جنایتی نشده است؟ فورشوفود تصمیم می گیرد از راز این مشابهت پرده بردارد...
و جالبتر اینجاست که من در بسیاری از جاها خوندم که ناپلئون بناپارت به مرگ طبیعی درنگذشته ، بلکه به ضرب گلوله از پای درآمده است، و شخصی که بعنوان ناپلئون بناپارت در تبعیدگاه سنت هلن به مرگ طبیعی درگذشت – ناپلئون واقعی نبوده بلکه فرانسوا اوژن ربو-یکی از کسانی که شباهت زیادی به ناپلئون داشته_بوده، و این خود همواره بصورت یکی از اسرار تاریخ باقی مانده است...
جالب اینکه بدونید ما چهار نابغه نظامی در جهان داریم( چنگیز و نادر و هیتلر و ناپلئون)که یکی از این نابغه های نظامی ناپلئونه که میگن در هنگامی که با دست راست نقشه جنگ طراحی می کرده با دست چپ به معشوقش نامه عاشقانه می نوشته ...!
علاقمندان میتونن برای آشنا شدن بیشتر با ناپلئون از ادامه مطالب بیوگرافی ناپلئون را مطالعه کنند.