جبه خانه- هوشنگ گلشیری
جبه خانه - هوشنگ گلشیری-انتشارات نیلوفر -تابستان 79
جبه خانه مجموعه ی است از 4 داستان که در این نوشتار به معرفی دو داستان قابل تامل تر این مجموعه یعنی جبه خانه و ، به خدا من ((فاح شه))نیستم،خواهیم پرداخت.
جبه خانه داستان پسری دانشجوست که شب امتحان به دعوت خانمی زیبا و جوان به منزل او می رود . زن همسری آمریکایی دارد . که در ابتدای شب مکالمات سه نفره و گاهی دونفره ای بین انها آغاز شده که دانشجو بیشتر شنونده است. این مکالمات گاهی به روابط خصوصی زوج و راهکارهایشان برای بچه دار شدن می پردازد و گاهی به روش های شکنجه یکی از دوستان این خانواده در ساواک . فضای داستان بیشتر تیره است حتی وقتی که پسر می فهمد به بازی گرفته شده و موفق به فرار می شود نیز این روند ادامه دارد و شاه بیت داستان واگویه ی تک نفره ی دانشجوست با پدرش که می تواند اعتراض یک نسل به نسل دیگر باشد . نسل معترض که بر این اندیشه است که نسل قبل دادش را نستانده. گلشیری در مقدمه داستان می گوید .این داستان ابتدا به صورت فیلم نامه به سفارش آقای بهمن فرمان آرا در سال 53 نوشته شد که هیچ گاه مجال ساخت به دلایل ممیزی نیافت و پس از تغییراتی اندک به داستان تبدیل و در سال 60 به چاپ می رسد.
داستان دوم -به خدا من یک( فاح شه) نیستم
داستان در مورد گروهی هنرمند است که در دوره های هفتگی خود به عیش و نوش پرداخته و دو زن نیز انها را همراهی می کنند . یکی کهنه کار که ابایی از بیان شغلش ندارد و دیگری جوان که با اینکه مدت هاست در منجلاب فرو رفته معتقد است که ف احشه نیست . روند داستان به گونه ای پیش می رود که زن میانسال به زن جوان ثابت می کند که او نیز ف احشه است . م این داستان در تمام دوران مصداق کسانی است که از شغلشان یا صفتشان یا اسمشان و واقعیتشان فرار می کنند . همسایه ای داشتیم که می گفت 10 سال روزی سه بار تریاک کشیده و هنوز معتاد نشده!!!!
اما این داستان گلشیری مخاطب دیگری نیز داشت و ان هم هنرمندانی بی دردی که تمام تلاششان عیش و نوش و راحت خودشان بود و البته که این داستان را که نخستین بار در سال 55 در مجله رودکی چاپ شد برنتافتند و به قول گلشیری داد همه ((آن کاره ها)) در آمد و مجله را نیز به زحمت انداختند.
فضای دو داستان دیگر مجموعه چندان با این دو داستان همخوان نیست و البته خواندنشان هم خالی از لطف نخواهد بود .