خلاصه و نگاهی به رمان شمس و طغرا نوشته ی محمد باقر خسروی
شمس و طغرا
شمس و طغرا نوشته ی محمد باقر مرزا متخلص به خسروی است از نوادگان قاجار
قرن چهاردهم هجری ایران کمتر نویسنده ای به ذوق و هنر و طبعی به این وسعت به خود دیده است.
کتاب شمس و طغرا نخستین بار در دهه ی 40(؟)چاپ شد (نسخه سه جلدی که خودم در کتابخانه شخصی دارم)پس از انقلاب تا سال 1385 هیچ تجدید چاپی از آن نشد(؟) تااینکه انتشارات هرمس به این کار اقدام کرد .نسخه ی قدیمی به سه جلد شمس و طغرا – ماری ونیزی-طغرل و هما-و هر کدام به ترتیب 47-24-40 فصل تقسیم می شد. رمان ها در کرمان شاه نوشته شده اند و رهاورد سفر فارس نویسنده است:
" همکاران خسروی وی را میدیده اند که پس از فراغت از خدمت روزانه یا به تماشای اماکن قدیمه و آثار عتیقه فارس می رفته یا بر مزار شیخ اعتکاف می یافته" از متن کتاب
امکان ملالت از طبع زندگی پر شگفتی خسروی از ادامه این کار منعم میکند فقط میتوان به اشعاری که بزرگانی چون بهار در وصف او نوشته اند اشاره کردو حمایت از مشروطه و از کتابهایش می توان به دیبای خسروی – رمانی در شرح حال حاج حسینقلی خان جهان سوز- دیوان اشعار و... اشاره کرد.
چند گویی وصف زلفش خسروی کوتاه کن
شب بلند و لفظ بی پایان و این معنی دراز
شمس و طغرا رمانی است آمیخته به بعض وقایع تاریخی و افسانه های دلکش و زیبا که خسروی در ایام مهاجرت نوشته است و به قول خودش:"تاریخ 24 ساله فارس است از زمان پادشاهی آبش خاتون آخر" و منابع تاریخی تمام و کمال درآن ذکر شده است.
کتابی است که همه چیز در خود دارد از روابط عاشقانه سیاست و مملکت داری تا تاریخ و... جریان اصلی داستان عشق پسری است به نام شمس (فرزند خواجه فخر الدین ابو الحسن دیلمی)که برای استقبال پادشاه امیر انکیانو به شیراز آمده به دختری