طغرا نام (فرزند التاجو بهادر)از مغول  که آتش سوزی بازار موجب ظهورش می شود و اینکه برای مغول قدقن بود دختر دادن به فارس و فراز و نشیب این دو عاشق و معشوق و فراق جاودان درست چندی پس از وصال که خسروی آن را به گونه ای اساطیری به تصویر می کشد.

وی در وقایع تاریخی تا جایی پیش میرود که سعدی نیز وارد داستان 1114صفحه ای می شود ویکی از نقشهای اصلی وکلید وصال مبحوث.

        در ادامه شمس به دختری دل میبندد که به عنوان کنیز از ونیز به ایران آمده و بخش پایانی نیز عشق فرزند شمس (طغرل) به هما (فرزند خواجه نظام الدین وزیر)که قضای روزگار در خانه ی التاجو بهادر شگل میگیرد .البته تمام شخصیت های اصلی و بناهای که در داستان از آنها یاد شده به همراه وقایع کاملا صحیح هستند و مستند وبه نوعی خسروی رمان بلند عاشقانه اش را با تاریخ پیوند داده است.

در هر صورت از نقش تربیتی داستان نمی توان چشم پوشید در روزگار غوقای ماشین روابط میان اشخاص در سطوح سلاطین گفتگوهای میانشان و عشق میان افرادمی تواند نقش تربیتی شگرفی در خواننده بگذارد.

رمان خسروی عشق را بسیار شیرین و مقدس (به شیوه ای اساطیری چون لیلی و مجنون و...)جلوه میدهد و به نظر من از آن دست کتابهایی است که آدم باید حتما تا پیش از بیست و سه جهار سالگی یکبار خوانده باشدش و پس از آن هم گاهی.

البته برای درک آسان باید آشنایی هرچند اندک با ادب فارسی داشت.رمان خسروی در عین بلند بودن آنقدر دلنشین هست که در آخر حسرت پایانش را می خوری.