خاطرات موتور سیکلت روز نگاشت سفر به آمریکای لاتین/ارنستو چه گوارا/تبسم آتشین جان/حوض نقره




بیش از همه می ترسم همزاد پنداریم با :«چه» باعث زیاده گوییم شود از این رو سعی میکنم از نثر بکر و روان ارنستو چه گوارا استفاده کنم مردی که در مشرق زمین همانقدر که مشهور است ناشناخته نیز هست.



ما برای در پیش گرفتن این سفر ، شیر یا خط انداختیم. شیر آمد ؛ یعنی باید رفت و ما رفتیم. اگر خط هم می آمد و حتی اگر ده بار پشت سر هم خط می آمد، ما آن را شیر می دیدیم و به راه می افتادیم.انسان میزان همه چیز است . نگاه من است که به همه چیز معنا می دهد. ما می خواستیم اینگونه باشد و شد . مهم نبود که آیا شتابزده تصمیم گرفتیم یا نه . مهم آن بود که گام در راهی می گذاشتیم که دوست داشتیم. ما به راه افتادیم و رفتیم و رفتیم . هنگامی که باز گشتیم دیگر آن آدم پیشین نبودیم. عوض شده بودیم. سفر نگاه ما را به اوج ها برده بود . بزرگ تر شده بودیم. دونفری که آن روز به سفر دور آمریکای جنوبی رفتند ، در آن دور دست ها مردند.آنهایی که باز گشته اند ، آدم هایی تازه اند.


کتاب خاطرات موتور سیکلت یا خاطرات سفر با موتور سیکلت روز های از زندگی رهبر فقید انقلابی امریکای لاتین ارنستو چه گوارا را که در سال 1952 همراه با دوستش آلبرتو گراندو در آن قدم نهادند به تصویر می کشد .بخشی از زندگی «چه» که برای مخاطبان تا حدود بسیاری ناشناخته است . و در ان جا ست که می توان روز به روز سالهای جوانی پزشک و بعد ها چریک آرژانتینی را و رشد فکری اش را برهنه در مقابل چشمان دید. آری واقعا آن دو نفر از سفر باز نگشتند.


 

مرد جوانی که در صفخه های آغازین کتاب دیوانگی ها و بی خیالی هایش ما را به خنده می اندازد جلوی چشمانمان بالغ می شود و حساس وقتی که از واقعیات عریان امریکای لاتین ما سخن میراند"  آلیدا گوارا مارچ.

مردانی که در آغاز سفر بیشتر به فکر پر خوری و بر انگیختن ترحم مردم برای بدست آوردن چیزی بودند در نیمه های سفر همان طور که به مناطق فقیر تر امریکای لاتین میروند گونه ای می شوند که در قسمت درجه 1 کشتی بودن برایشان ننگ است و از ان احساس شرمندگی دارند.

 ...او مشتاق دیدن ما بود . اشتیاق دیدار در او نعمتی بزرگ برای ما بود . در شرایطی نبودیم که این مائده ی آسمانی را رد ... دیدن ماهی های سرخ شده و نوشیدنی های گوارا چشمانمان از حدقه بیرون زده بود گویی یک سال بود که چیزی نخورده بودیم . با اشتهای تمام غذا خوردیم و انگشتان خود را لیسیدیم دعوت فردای صاحب کافه را نیز پذیرفتیم ...روز بعد به دیدار صاحب کافه رفتیم او ار شنیدن  ماجرا های سفر ما لذت می برد . ما هم پیاز داغ ماجرا ها را کمی بیشتر می کردیم و آن ها را خوشمزه تر از آنچه بود ارائه میدادیم. ...

 برای آن پیر زن بی نوا کاری از دستم بر نمی آمد . قرص های آسم خودم را (در شرایطی که نیاز بسیاری به قرص هایش دارد) به او دادم از خانه اش بیرون آمدم با کوهی از غم که بر دلم سنگینی می کرد.

ویژگی دیگر نوشته های«چه» بی پیرایه بودن آن است به گونه ای که حتی چیزی که از آن شرم دارد را هم می نویسد:

 ... گفت :«آقایان سگتان را نیز با خود ببرید» نگاه کردیم .سگی ول گرد زیر خود را کثیف کرده بود و داشت پایه ی صندلی را گاز می زد.شاید ظاهر آن سگ و ظاهر ما باعث شد تا دربان گمان کند آن سگ مال ماست!.

 ...آلبرتو عکسی از من دراتاق آن درمانگاه گرفت . قیافه ام افتضاح شده بود :لاغر مردنی چشم های گود رفته ...این عکس مایه ی شرمندگی ما بود زیرا افلاس و بی پولی ما را نشان می داد.

دختر چه در باره ی کتاب میگوید:"نمی خواهم در مورد چیز هایی که در این کتاب کشف خواهید کرد چیزی بگویم اما به یقین می دانم که وقتی کتاب را تمام کنید دوباره و سه باره و چند باره بر میگردید و ماجراهایی را می خوانید و دوباره و سه باره و چند باره لذت می بریدو هم به خاطر زیبایی نحوه ی تشریخشان و هم به خاطر زلال بودن احساسات نویسنده شان.

  مرد کاریزماتیکی که بعد از پیروزی در کنار فیدل کاسترو (رهیر انقلابی کوبا) در حالی که می توانست صاحب عناوین و القاب بسیاری باشد و به راحتی زندگی کند قدرت را پشت پا زد و راهی شوروی الجزایر و بولیوی شد نمی توانست آرام بنشیند حرکت بعدی از روحش بود و معتقد بود:
 

 بورژوازی آدم را خل می کند.  


ادامه نوشته

قلعه حیوانات

                        

رمان قلعه حیوانات در طول جنگ جهانی دوم توسط جورج اورول نوشته شده و در سال 1945 میلادی در انگلستان منتشر شد و در اواخر1950 میلادی به شهرت رسید.

قلعه حیوانات، با نام اصلی "مزرعه حیوانات" رمان کوتاهی تمثیلی درباره گروهی از حیوانات است که انسانها را از مزرعه‌ای که در آن زندگی میکنند بیرون میکنند و خود اداره مزرعه را به دست میگیرند، ولی پس از مدتی این حکومت به حکومتی خودکامه با شرایط مشابه قبل تبدیل میشوداین رمان نمایهٔ برضد استبداد است..مزرعه حیوانات داستان انقلاب حیوانات علیه مالکین خوداست.

در این کتاب که یکی از زیباترین رمانهایی بود که تا به حال خوانده ام حیوانات به رهبری خوکها بر علیه انسانها انقلاب میکنند،این انقلاب که نخست با اهدافی چون رسیدن به آزادی بیشتر،غذای بیشتر،کار کمترو برای رهایی از سلطه انسانها صورت گرفت دیری نپایید که به دلیل طمع گروهی از حیوانات که خود را حاکم بر دیگران میدانستند دستخوش دگرگونی شد تا جایی که فرامین و قوانیین اولیه ای که انقلابشان بر پایه آن بنا نهاده شده بود مطابق میل حکام تغییر کرد و حتی مهمترین قانون آنها که «همه حیوانات با هم برابرند»نیز به «همه حیوانات با هم برابرند اما بعضی ها برابرترند»تبدیل شد.مطالعه این کتاب را به تمامی انسانهایی که دوست دارند با واقعیتهای تلخ زندگی آشنا شوند پیشنهاد میکنم.

جورج اورول که نام اصلیش اریک آرتور بلر بود در سال 1903 در هندوستان به دنیا آمد مدتی در برمه و دو سال در پاریس زندگی کرد،سپس به همراه خانواده به انگلستان رفت.او نویسنده،روزنامه نگار،معلم و کتاب فروش بود.از 1922 تا1927در کشور برمه از اعضای نیروی پلیس بود.مدتی را در بین فقراو بی خانمانان وکارگران در لندن و پاریس گذراند تا تجربه کسب نماید و هر از گاهی هم در ظرفشویی یک هتل کار میکردوپس از آن شروع به نوشتن تجربیاتش کرد. بیشتر شهرت او مرهون دو رمان قلعه حیوانات و 1984 است که تحت کنترل درامدن زندگی و حتی افکار مردم را در جهان آینده توصیف می‌کند می‌باشد. نوشته‌های اورول که در نقد مدل حکومت کمونیستی و مدل‌های مشابه انقلاب توده‌ای است برای خوانندگان عام نوشته شده. کتاب قلعه حیوانات شاهکار اورول می‌باشد و نشان از نبوغ و تفکر او در تحلیل تحول دارد. جرج ارول در سال ۱۹۵۰ بدلیل بیماری سل وجراحات ناشی از جنگ در سن ۴۶ سالگی در لندن درگذشت.دیگر کتابهای او به شرح زیرند:

آس و پاس در پاریس و لندن (۱۹۳۳)
روزهای برمه (۱۹۳۴)
دختر کشیش (۱۹۳۵)
به آسپیدیستراها رسیدگی کن (۱۹۳۶)
جاده به سوی اسکله ویگان (۱۹۳۷)
درود بر کاتالونیا (۱۹۳۸)
هوای تازه (۱۹۳۹)

 

گزارش مصور هشتمین اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامی  معاونت آموزش و پرورش وزارت امور خارجه  انتشارات


کتاب فوق گزارش مصوری است دو زبانه از هشتمین اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامی  اجلاسی  که در سال 1376 برگزار شد است هر چند ممکن بود در آغازین سال ریاست جمهوری سید محمد خاتمی با تحریم گسترده ی کشور های اسلامی رویرو شود اما با تدبیر مسئولان وقت دولت ایران  اجلاس تهران بدون شک خبر ساز ترین اجلاس این سازمان در طول تاریخ برگزاری هایش بود با حظورکوفی عنان رئیس وقت سازمان ملل متحد همراه بوده است.


در بخش آغازین این کتاب پیام سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران و ریئس وقت سازمان کنفرانس اسلامی - سید صادق خرازی نماینده ی ویژه ی رئیس جمهور و رئیس ستاد برگزاری اجلاس و محمد جواد ظریف معاون وزیر امور خارجه و رئیس ستاد ریاست سازمان به همراه مقدمه و اهم مباحث اجلاس قید شده است

در بخش های بعدی به ترتیب

 تصاویری از استقبال های رسمی از میهمانان در اجلاس که از سوی سید محمد خاتمی – حبیبی معاون اول  و خرازی نمایند ی ویژه صورت گرفته

عکس هایی از ورود رسمی به سالن معروف به سالن اجلاس سران

عکس هایی از حظار در سالن

متن سخنرانی آقای خامنه ای

عکس هایی از نشست ها ی حاشیه ای

عکس هایی از سخنرانی میهمانان

متن سخنرانی سید محمد خاتمی با عناوین مذکور

و در بخش پایانی

بیانییه تهرانمصوب هشتمین اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامی (اجلاس عزت گفتگو مشارکت)

پیشنویس دستور کار جهانی گفتگوی تمدن ها

ادامه نوشته

اسکندر مقدونی بچه ی تباه تاریخ- دکتر حسین الهی – نشر تابران


اسکندر مقدونی بچه تباه تاریخ عنوان کتابی است که درسال 1379 به همت دکتر حسین الهی استاد تاریخ دانشگاه فردوسی تالیف شده است.

هر چند در  طول سالهایی که تاریخ خوانده ام (به ویژه تاریخ ایران باستان)دریافته ام که نمی توان به آنچه در دو هزار سال پیش بر زمین گذشته است با قطعیت سخن گفت. اما کتاب دکتر الهی را می پسندم

         هر چند در  طول سالهایی که تاریخ خوانده ام (به ویژه تاریخ ایران باستان)دریافته ام که نمی توان به آنچه در دو هزار سال پیش بر زمین گذشته است با قطعیت سخن گفت. اما کتاب دکتر الهی را می پسندم چون در پایان هر فصل از فصول هشتگانه ی کتابش به طور جزئ به منابع مطالبش اشاره می کند که گاهی تتعدادش از یکصد هم فراتر می رود و در پایان هم به منابع کلی کتابش اشاره میکندکه از آنان می توان به:

 ایران باستان حسن پیرنیا(مشر الدوله)

تاریخ تمدن  ویل دورانت

کتابهایی از ارتور کریستین سن

تاریخ ایران  کمبریج

اسکندر مقدونی هارولد البرت لمپ و... اشاره کرد

     و از این حیث هم  میتواند یک نقطه ی قوت باشد و هم نقطه ی ضعفچون ممکن است با گزینش کردن بیش از اندازه  از منابع دست به تحریف نظر نویسنده ی مرجهع و کشاندن نظر به سویی که خود می خواهد کرده باشدهر چند که خود چنین اعتقادی ندارد و می گوید:

         "...به همین دلیل است که باز گشودن چهره ی واقعی اسکندر نه بر مبنای خواسته ها و اندیشه های یک طرفهبه تصویر کشانده ایم تا به این طریق  ستم اندیشه بر اسکندری که وطن ما را در گذشته ای بسیار دور اشغال کرده است روا داشته باشیم"

               در سه فصل نخست به زندگی اسکندر زادگاهش پدر مادر و معلمش می پردازددر فصل چهارم با عنوان بربر ها ایرانیان و هخامنشیان به مروری بر زندگی ایرانیان در عصر هخامنشیان می پردازد و شاید این فصل قیاسی است رندانه از فرهنگ ایرانیان با فرهنگ مقدونیان و یونانیان .در فصول دیگر به انگیزه و تحاجم اسکندر به ایران اشاره می کندو سپس به گذشت زندگی وی در ایران (مهد دنیای تمدن) و در فصول پایانی به مرگ وی اشاره می کند.

   
ادامه نوشته

پدر! مار! ما متهمیم      دکتر علی شریعتی   نشرقلم


این کتاب را سالها پیش مطالعه کردم پس پیشاپیش از نقص بیانم عذر می طلبم

 

این کتاب نیز مانند بسیاری از کتابهای دیگر دکتر شریعتی از سخنرانی های دکتر علی شریعتی برداشت شده است.

در پدر! مادر! ما متهمیم دکتر شریعتی به علل دین گریزی جوانان در عصر خودش می پردازد هرچند که به حق امروز هم این دین گریزی به وضوح و به همین دلیل و دلایل دیگر در بین جوانان دیده می شود.

شریعتی می گوید خوشبختانه-قطعا بد بختانه- در میان معتقدین به دین و مذهب ما اکثریت این شانس را دارند که جهانی به وسعت یک محله دارند وجدانشان ارام است مسئولیتشان سبک است و تمام دنیا و جامعه برایشان آرام و روبراه است. اما دیگران- چون شریعتی-از دیدن محیط دیگر گنه اشان عذاب می کشند

شریعتی بارها خودش را به عنوان کسی که هم قشر روشنفکر وی را به  عنوان نماینده ی خود می داند و هم قشر مذهبی و هر دوی این دو خود را در تناقض با دیگری می دانند.  و این کار شریعتی را که هم درد دین دارد و هم درد علم امروز و روشنفکری  سخت می کند هرچند که خود هم می داند سخنانش برای هر دو گروه تلخ است اما عقب نشینی نمی کند و به هر دو می تازد و در این کتاب به قشر مذهبی  به پدر و مادری که برای نمازشان دلیلی ندارند یا حتی معنی نمازشان را نمی دانند اما انتظار دارند فرزندشان هم مانند آنها دیندار باشد.

ادامه نوشته

آری اینچنین بود برادر   دکتر علی شریعتی    انتشارات چاپخش

آری اینچنین بود برادر 

" وقتی در یونان به معبد دلفی رفتم...از آنهمه شگفتی کار سرشار هیجان شدم در اروپا در رم ... در چین کامبوج و در ویتنام کوه های عظیمی هست که انسان با درست انگشت چشم و اعصابش آن کوهستان را تراشیده تا به صورت معبدی در آورد...

 

...اینها در نظر من بزرگترین میراث عزیز بشریت بودند."

 

 

تا اینکه شریعتی به مصر و به دیدار اهرام ثلاثه میرود جا ی که برای می بیند دخمه ی محل دفن فرعون و ملکه هشتصد میلیون قطعه سنگ را از فاصله ای 980 کیلو متری به قاهره آورده اند و در گوشه ای متوجه مدفن بردگان می شود.

خودش را با بردگان هم نژاد می بیند و با برادری از گروه بیشمار بردگان

به سخن می نشیند و نامه ای مینویسد به وی از رنج پنج ههزار ساله.

000 آن هنگام که فراعنه به مرگ می اندیشیدند ما را مجبور به ساختن اهرام میکردند وآن هنگام که به مرگ نمی اندیشیدند ما را به ساختن قصرهایشان مجبور  می کردند.

و سپس گروهی برای نجاتمان آمدند که یا چون زرتشت به بارگاه گشتاسب شتافتند یا چون کنفوسیوس حکیم به وزارت لو و یا بودا که خود شاهزاده ی بنارس بود.

و پس از آنها دیگران به نام جانشینان این پیامبران که ما بردگان را مجبور به ساختن معابدشان می کردند(رو حانیون رسمی) دیگر باورم شد که ارسطو درست می گفت که گروهی برده ی گروه دیگر است.

ادامه نوشته

سیاست و خشونت ترجمه جمشید ممنون انتشارات علمی

 

سیاست و خشونت ترجمه جمشید ممنون

مترجم در این کتاب به واکاوی چهار رویداد مهم در میان سالهای 1961 تا سال 1986 که به تفضیل در اشپیگل گذارش شده است می پردازد.

نخستین و طولانی ترین بخش کتاب  اختصاص دارد با هانس – یوآخیم – کلاین که از اعضای تیم تروریستس حمله به اوپک در سال 1975 در وین به سرپرستی  «ايليچ راميرز سانچز» معروف به «كارلوس»تروریست  دهه های 50 تا 70 میلادی است که از اعضای جبهه خلق براي آزادي فلسطين است. هانس که به نظر شخص دوم این حمله تروریستی است از مخفیگاهش که هم برای فرار از زندان و فرار از دست همدستان پیشینش در آن پنهان شده است لب به سخن میگشاید .

هانس که به نظر شخص دوم این حمله تروریستی است از مخفیگاهش که هم برای فرار از زندان و فرار از دست همدستان پیشینش در آن پنهان شده است لب به سخن میگشاید .

 

  و از حمله ی اوپک و خصوصیات فردی  وا جتماعی بعض بزرگان تروریست بین المللی میگوید . در این کتاب به این نکته اشاره شده بود که از اهداف اصلی حمله به مقر اوپک جمشید آموزگار و یمانی نمایندگان پر نفوذ ایرن و عربستان در اوپک بوده اند.

ايليچ راميرز سانچز معروف به «كارلوس»تروریست  دهه های 50 تا 70 میلادی

کارلوس موضوع فیلم سینمایی 5 ساعته ای به همین نام در سال گذشته میلادی نیز بوده است

رویداد پر اهمیت دیگر این کتاب مربوط است به هواپیمای جاسوس آمریکا که به فرشته ی موشک یاب شهرت پیدا میکند ان هم در اکتبر 1962 که جهان تهدید یک حمله اتمی قرار میگیرد ...

ادامه نوشته