شازده كوچولو- آنتوان سنت اگزوپري- احمد شاملو

به نامش و به يادش

نوشتن در مورد كتاب مسافر كوچولو يا همان شازده كوچولو خيلي سخت و آسونه.ازطرفي فكر كنم همه خوندنش همسن سال هاي ما هم كه مسافر كوچولو با اون شالش يادشون نميره.

اما براي نسل جوانتر و يا كساني كه فرصت خوندنش هنوز دست نداده:

مسافر كوچولو داستان پسر بچه ي كوچكي است كه اخترك خودش را رها كرده و به گمان نويسنده با كمك پرنده هاي مهاجر به زمين سفر كرده است . دليل سفرش هم اينكه با يك گل (كه بعدا مي فهمد توسط او اهلي شده) بگو مگويش شده . در بدو ورود به زمين در كويري در آفريقا با يك مار روبرو شده با هم گفتگو مي كنند

مسافر كوچولو : توي كوير آدم احساس تنهايي مي كنه

مار : پيش آدم ها هم احساس تنهايي مي كني

بعد با يك گل كه چند وقت پيش عبور كارواني را ديده

مسافر كوچولو : آدم ها كجان

گل:فكر كنم چندتايي از شون هست هنوز كه اين ور و آن ور ميروند . نكه ريشه ندارند مدام اين ور و آن ور مي شند

و در نهايت پس از يك سال گشتن در زمين به نقطه اوليه فرود بر مي گردد براي برگشت به اختركش چون حالا ديگه فهميده كه در برابر گلش مسوليت دارد.

نمي دانم اين كتاب را چند بار خواندم . البته من غير از ترجمه شاملو ترجمه ديگري نخوندم كه مقايسه كنم اما فايل صوتيش را هم كه خيلي زيبا و رمانتيكه دارم كه اگه كسي بخواد براش مي فرستم.

در ضمن براي بچه هاي هفت تا هفتاد سال هم خوندنش توصيه مي شه.

راهتان هموار و گتمتان استوار و خدايتان همواره همراه ويار و ياد باد

مجتبي


انگار گفته بودي ليلي

انگار گفته بودي ليلي اثري از خانم سپيده شاملو كه بدون اغراق حتما ارزش خوندن را داره . ضمن اينكه براي اين كتاب ،خانم شاملو جايزه بنياد گلشيري را هم گرفته . متن كتاب روان و از زبان شخصيت اصلي داستان - شراره - كه شوهرش را از دست داده نوشته شده . در ابتاي داستان شراره براي فرار از ارتباط فكري با شوهر درگذشته اش به مسافرت مي ره و ... . از نكات جالب داستان عوض شدن راوي داستانه كه در يكي از فصل ها روايت داستان از زبان خواهر همسر شراره - مستانه - بيان مي شه و البته راوي همچنان زن باقي مي مونه اين موضوع(تعويض راوي) فكر مي كنم در كتاب تنگسير صادق چوبك هم افتاده شايد بهتر بود قسمتي هم مثلا به يه نامه به جا مونده از علي -شوهر شراره- اشاره مي شد چون هيچ جا حرف هاي علي را براي دونستن افكارش از زبان خودش نمي شنويم و فقط از چشم ديگران بايد در موردش قضاوت كرد. نكته ديگه در مورد اين داستان توالي تاريخ در پايان داستان به شكل كاملا منطقي و عقلاني است كه با اينكه فصل كوتاهيه اما قشنگه . بهرحال در كل روايت داستان شيرين و جذابه و باز هم خوندنش را توصيه مي كنم .

مجتبي

خلاصه و نگاهی به رمان شمس و طغرا نوشته ی محمد باقر خسروی

شمس و طغرا

شمس و طغرا                                                                                                                      شمس و طغرا نوشته ی محمد باقر مرزا متخلص به خسروی است از نوادگان قاجار

قرن چهاردهم هجری ایران کمتر نویسنده ای به ذوق و هنر و طبعی به این وسعت به خود دیده است.

کتاب شمس و طغرا نخستین بار در دهه ی 40(؟)چاپ شد (نسخه سه جلدی که خودم در کتابخانه شخصی دارم)پس از انقلاب تا سال 1385 هیچ تجدید چاپی از آن نشد(؟) تااینکه انتشارات هرمس به این کار اقدام کرد .نسخه ی قدیمی به سه جلد شمس و طغرا – ماری ونیزی-طغرل و هما-و هر کدام به ترتیب 47-24-40 فصل تقسیم می شد. رمان ها در کرمان شاه نوشته شده اند و رهاورد سفر فارس نویسنده است:

" همکاران خسروی وی را میدیده اند که پس از فراغت از خدمت روزانه یا به تماشای اماکن قدیمه و آثار عتیقه فارس می رفته یا بر مزار شیخ اعتکاف می یافته" از متن کتاب

امکان ملالت از طبع زندگی پر شگفتی خسروی از ادامه این کار منعم میکند فقط میتوان به اشعاری که بزرگانی چون بهار در وصف او نوشته اند اشاره کردو حمایت از مشروطه و از کتابهایش می توان به دیبای خسروی – رمانی در شرح حال حاج حسینقلی خان جهان سوز- دیوان اشعار و... اشاره کرد.

چند گویی وصف زلفش خسروی کوتاه کن

شب بلند و لفظ بی پایان و این معنی دراز

شمس و طغرا رمانی است آمیخته به بعض وقایع تاریخی و افسانه های دلکش و زیبا که خسروی در ایام مهاجرت نوشته است و به قول خودش:"تاریخ 24 ساله فارس است از زمان پادشاهی آبش خاتون آخر" و منابع تاریخی تمام و کمال درآن ذکر شده است.

کتابی است که همه چیز در خود دارد از روابط عاشقانه سیاست و مملکت داری تا تاریخ و... جریان اصلی داستان عشق پسری است به نام شمس (فرزند خواجه فخر الدین ابو الحسن دیلمی)که برای استقبال پادشاه امیر انکیانو به شیراز آمده به دختری
ادامه نوشته

شاملوي بزرگ

دلتنگي هاي آدمي را باد ترانه اي مي خواند

روياهايش را آسمان پرستاره

                                    ناديده مي گيرد

و هر دانه برفي به اشكي نريخته مي ماند 

سكوت سرشار از سخنان ناگفته است

از حركات ناكرده 

اعتراف به عشق هاي نهان

و

شگفتي هاي بر زبان نياورده

 در اين سكوت حقيقت ما نهفته است

حقيقت تو و من


سلام و درود بي پايان

چند روز پيش كتاب " همچون كوچه بي انتها " را مي خواندم و قسمتي را كه شاملو اشعار خانم مارگوت بيگل آلماني را ترجمه كرده بود .

به علاقمندان اشعار جهان توصيه مي كنم اين كتاب را كه اختصاص دارد به ترجمه هاي شاملو از شعراي بزرگ جهان حتما بخوانند.

مخصوص قسمت اشعار لوركا و خانم بيگل كه شخصا بارها و بارها خوانده ام ولذت بردو .

روزي با يكي از دوستان يكي از اشعار لوركا را با ترجمه متفاوت مي خوانديم آنجا بود كه از صميم قلب به تفاوت دو ترجمه پي بردم .

سعي مي كنم در اين وبلاگ به تدريج منتخبي از اشعار شاملو را قرار دهم.

شاد باشيد و مهربان. مجتبي


یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

    

ما که هستیم

با سلام

     از آنجایی که نیاز بشر امروز به کتاب چه از نوع کاغذی و فیزیکی و چه از نوع مجازی و الکترونیکی  امری بدیهی است بر آن شدیم تا با جمعی از دوستان اهل ادب به نوشتن بنشینم؛ و در زندگی امروز چه چیز بهتر از تارنما که هم قدرت نوشتن را به همه میدهد و هم قدرت خواندن  را ؛هدف اصلی ما در این تا نما تشویق دوستان به خواندن است و بهتر خواندن و در این راه دو سویه ی اینترنت از دوستان یاد گرفتن و هر آنچه مربوط به کتاب است حتی نرم افزار ها و تارگذرهای کتاب   در راستای هدف نخستین کتابها معرفی میشوند  چه کتابهایی که توسط نویسنده  تارنما کاملا مطالعه شده و چه  نه مثل تازه های نشر از انتشاراتی خاص یا نوشته ای از نویسنده ای خاص ؛و در راستای هدف دیگر به بررسی و احیاناً نقدآنچه که خوانده شده است می پردازیم ؛ و در هدف پایانی از نظر دیگران یاد گرفتن چه به صورت دیدگاه های تارنما  و چه به صورت نوشتن در تارنما و عضویت در آن.

      البته از بزرگترین موهبت خداوند در انسان که تغییر حاصل از تعقل است نمیتوان غافل شد و آنچه در بالا آمده است تصمیم امروز ماست و فردا شاید اندیشه ای دیگر در سرمان باشد

 

            كتاب از ايران كارتون

    در پایان این تار نما با همکاری سه نفر آغاز به کار می کند بنده كه محمد هستم و دو بزرگوار دیگر مجتبی و ابوالفضل.در آینده در مورد چگونه اضافه شدن به جمع نویسندگان این تارنما خواهم نوشت. 

          یا حق