دختری با گوشواره های مروارید تریسی شوالیه ترجمه ی گلی امامی نشر چشمه
دختری با گوشواره های مروارید عنوان رمانی ست که نویسنده ی فرانسوی سویسی آن (تریسی شوالیه) سعی در به تصویر کشیدن آنچه منجر به خلق اثر دختری با گوشواره های مروارید شاهکار یوهانس ورمر نقاش هلندی قرن هفدهم کرد دارد.
شاهکاری که در مقایسه با دیگر آثار ورمر تنها اثر وی است که هیچ توجهی به مکان و زمان و حرفه ی مدل ندارد از این رو مکان بحث ها و گمانه زنی های زیادی قرار می گیرد.
در رابطه با مدل نقاشی تا کنون گمان به سه نفر برده شده است ماریا ورمر دختر یوهانس ورمر ، مدلینا ون روی ون دختر دوست ورمرو دیگری دختری ناشناخته که به عنوان خدمت کار در خانه ی یوهانس ورمر کار میکرده است.
داستان شوالیه از سویی برشی از زندگی یو هانس ورمر است که با ورودش به خانه ی گریت(دختر خدمت کار) آغاز و با مرگ وی پایان می پذیرد و در سویی دیگر دختری 16 ساله ای که روح هنرش از همان ابتدا با چینش مبتنی بر رنگ سبزیجات مشخص می شود و پس از نابینایی پدرش مشفول به کار در خانه ی ورمر میشود و جزء معدود کسانی است که اجازه دارد به اتاق نقاشی ورمر پا بگذارد و اندک اندک به تنها کسی تبدیل میشود که پنهانی برای ورمر رنگ می سازد و علاقه ای بین این دو ایجاد میشود -علاقه ای که به نظر در ذهن دخترک پر رنگ تر است- تا اینکه ورمر تصمیم میگیرد در مقابل تمام مشکلات آینده اش بایستد و پرتره ی دختر را نقاشی کند-پرتره ای که نه یک نجیب زاده ونه یک خدمت کار را به تصویر میکشد- آن هم در شرایطی که ورمر خانواده اش را از کارش جدا کرده است و حتی همسرش هم اجازه ی ورود به اتاق نقاشی راندارد و مدل شدن دختر رازی است بین ورمر و گریت .
و از سوی دیگر زندگی دخترک ارتباطش با خانواده و پسری قصاب است که به دخترک علاقه مند است و دختر در تمام داستان در تلاش است تا رابطه ای که با ورمر داشته است را پنهان کند ارتباطی که شوالیه در جزء جزء کلماتش سوی آن را مشخص می کند:
" گر یت لبهایت را تر کن"
لبهایم را تر کردم.
" دهانت را نیمه باز بگذار"
از درخواستش چنان حیرت کردم که دهانم خود به خود از تعجب باز ماند. جلوی اشکهایم را گرفتم. زن های نجیب در
نقاشی ها دهانشان را نیمه باز نمی کردند.
شوالیه سعی می کند در کتابش دیگر آثار یوهانس ورمر نقاشی که سالها به فراموشی سپرده شده بود را هم به تصویر بکشد مانند تابلوی دختری با پارچ آب منظره شهر دلفت یا دوشیزه در جامه سرخ.
این کتاب علاوه بر اینکه موضوع فیلمی بسیار موفق با همین نام نیز بود پس از انتشارش در امریکا بخت بسیار خوبی بین منتقدان و خوانندگان در سراسر دنیا پیدا کرد.
تریسی در باره ی کتابهای پیوند یافته با تاریخش می گوید:
هرچند برای نوشتن داستان های تاریخی تحقیق می کنم، نتیجه این تحقیقاتم را در جهت پرورش شخصیت هایم به کار می برم. شخصیت ها از دل ماجرایی تاریخی بیرون می آیند اما کم کم بر آن ماجرا غلبه می کنند و سرانجام تشخصی جداگانه پیدا می کنند.
این کتاب به همت نشر تندیس و به ترجمه ی طاهره صدیقیان نیز به چاپ رسیده است.