آری اینچنین بود برادر دکتر علی شریعتی انتشارات چاپخش
تا اینکه آخرین حلقه ی چوپانان در کنار معبدی خود را از جانب خدا دانست که آمده است تا بیچارگان را وارث زمین کند.
در ادامه شریعتی از علی و خانواده اش میگوید که ندای آزادی بردگان را سر می دادند و خود چون بیچارگان میزیستند نه در قصر ها و معابد.و از هم نژادیش با علی.
اما..
"... برادر ناگهان دیدم که دیگر بار معابد عظیم و پر شکوه به نام آو سر کشیده و شمشیر ها بر رویشان آیات جهاد به سویمان آخته شد. و باز از ثمره غارت ما بدست جور بیت المال ها سر شار شد.نمایندگان این مرد به روستاهامان ریختند و جوانهامان را به بردگی نمایندگان و روسای قبایلشان بردندو مادرمان را در بازار های دور فروختند و مردانمان را به نام جهاد در را ه خدا کشتند و همه هستیمان را به نام زکوه غارت کردند. نا امید شدم که چه می توانستم بکنم برادر؟قدرتی به وجود آمده بود که در جامعه توحید همان بتها را پنهان داشت و در معبد و محراب(الله) آن آتش های فریب را بر افروخته بود .باز همان چهره های قارونی و فرعونی که تو خوب میشناسی برادر و چهره های قدیسین دروغ همدست و همدستان قارون و فرعون که به نام خلافت الله و خلافت رسول الله بر جان بشریت و بر جان ما تزیانه شرع نواختند.
ما باز به بردگی افتادیم تا معبد بزرگ دمشق را بسازیم.
دیگر بار مبارزات عظیم محراب های پر شکوه و قصر های بزرگ و کاخ سبز دمشق و دار الخلافه هزار و یکشب بغداد به قیمت خون و زندگی ما سر کشید . و این بار به نام الله ..." (از پشت جلد)
هر چند که بعضی از دیدگاه های تاریخی شریعتی جای نقد دارد و اما شریعتی در کتابش قدرت ها ی را که قصر هایشان بر استخوان بردگان و بیچارگان استوار شده بود را به سخره می گیرد.
این کتاب از یکی از سخنرانی های دکتر علی شریعتی که در سال 1350 ایراد شده است استخراج شده است و در 23 صفحه مصور به همت انتشارات چاپخش منتشر شده است.
در ارتباطی که با بنیاد دکتر علی شریعتی داشته ایم برای کسب اجازه جهت قرار دادن فایل های صوتی سخنرانی پرسش کرده ایم در صورت کسب اجازه به زودی سخنرانی استاد و فایل پی دی اف کتاب مذکور را جهت دانلود قرار خواهیم داد.